هُوَ اللّهُ تَعالى شَأنُهُ العَظَمَةُ وَ الاقتِدارُ
اوست خداوند، بلند است شأن او، عظمت و اقتدار از آنِ اوست.
⸻
إلهي إلهي أَشْكُرُكَ في كُلِّ حالٍ وَ أَحْمَدُكَ في جَميعِ الأَحْوالِ
خدایا خدایا! تو را در هر حال سپاس میگویم و در همه احوال ستایش میکنم.
⸻
فِي النِّعْمَةِ الحَمدُ لَكَ يا إِلهَ العالَمينَ
در نعمت، ستایش مخصوص توست ای خدای جهانیان.
وَ في فَقدِها الشُّكرُ لَكَ يا مَقصودَ العارِفينَ
و در هنگام از دست رفتن نعمت، شکر مخصوص توست ای مقصود عارفان.
⸻
فِي البَأساءِ لَكَ الثَّناءُ يا مَعبودَ مَن فِي السَّماواتِ وَ الأَرضينَ
در سختیها، ثنای توست ای معبود کسانی که در آسمانها و زمینها هستند.
وَ في الضَّرّاءِ لَكَ السَّناءُ يا مَن بِكَ انجَذَبَت أَفئِدَةُ المُشتاقينَ
و در رنجها، ستایش توست ای آنکه دلهای مشتاقان به سوی تو جذب شده است.
⸻
فِي الشِّدَّةِ لَكَ الحَمدُ يا مَقصودَ القاصِدينَ
در تنگی و سختی، ستایش از آن توست، ای مقصود جویندگان.
وَ في الرَّخاءِ لَكَ الشُّكرُ يا أَيُّهَا المَذْكورُ في قُلوبِ المُقَرَّبينَ
و در آسایش، شکر مخصوص توست، ای آنکه در دلهای مقربان یاد شدهای.
⸻
فِي الثَّروَةِ لَكَ البَهاءُ يا سَيِّدَ المُخلِصينَ
در ثروت، بهاء از آن توست ای سرور مخلصان.
وَ في الفَقرِ لَكَ الأَمرُ يا رَجاءَ المُوَحِّدينَ
و در فقر، فرمان از آن توست ای امید یکتاپرستان.
⸻
فِي الفَرَحِ لَكَ الجَلالُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
در شادی، جلال از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
وَ في الحُزنِ لَكَ الجَمالُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
و در اندوه، جمال از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
⸻
فِي الجوعِ لَكَ العَدلُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
در گرسنگی، عدل از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
وَ في الشِّبَعِ لَكَ الفَضلُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
و در سیری، فضل از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
⸻
فِي الوَطَنِ لَكَ العَطاءُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
در وطن، عطا از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
وَ في الغُربَةِ لَكَ القَضاءُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
و در غربت، قضا از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
⸻
تَحتَ السَّيفِ لَكَ الأَفضالُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
زیر تیغ، بخشش از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
وَ في البَيتِ لَكَ الكَمالُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
و در خانه، کمال از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
⸻
فِي القَصرِ لَكَ الكَرَمُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
در کاخ، کرم از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
وَ في التُّرابِ لَكَ الجودُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
و در خاک، جود از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
⸻
فِي السِّجنِ لَكَ الوَفاءُ يا سابِغَ النِّعَمِ
در زندان، وفا از آن توست، ای بخشنده کامل نعمتها.
وَ في الحَبسِ لَكَ البَقاءُ يا مالِكَ القِدَمِ
و در حبس، بقا از آن توست، ای مالک ازل و قدم.
⸻
لَكَ العَطاءُ يا مَولَى العَطاءِ وَ سُلطانَ العَطاءِ وَ مالِكَ العَطاءِ
عطا از آن توست، ای سرور عطا، و ای سلطان عطا، و ای مالک عطا.
أَشهَدُ أَنَّكَ مَحمودٌ في فِعلِكَ يا أَصلَ العَطاءِ
شهادت میدهم که تو در کردار خود ستودهای، ای سرچشمه عطا.
وَ مُطاعٌ في حُكمِكَ يا بَحرَ العَطاءِ وَ مَبدَأَ العَطاءِ وَ مَرجِعَ العَطاءِ
و تو در حکم خود فرمانبرداری میشوی، ای دریای عطا، و آغاز عطا، و بازگشتگاه عطا.
Mehrdad Khorsandi said:
هُوَ اللّهُ تَعالى شَأنُهُ العَظَمَةُ وَ الاقتِدارُ
اوست خداوند، بلند است شأن او، عظمت و اقتدار از آنِ اوست.
⸻
إلهي إلهي أَشْكُرُكَ في كُلِّ حالٍ وَ أَحْمَدُكَ في جَميعِ الأَحْوالِ
خدایا خدایا! تو را در هر حال سپاس میگویم و در همه احوال ستایش میکنم.
⸻
فِي النِّعْمَةِ الحَمدُ لَكَ يا إِلهَ العالَمينَ
در نعمت، ستایش مخصوص توست ای خدای جهانیان.
وَ في فَقدِها الشُّكرُ لَكَ يا مَقصودَ العارِفينَ
و در هنگام از دست رفتن نعمت، شکر مخصوص توست ای مقصود عارفان.
⸻
فِي البَأساءِ لَكَ الثَّناءُ يا مَعبودَ مَن فِي السَّماواتِ وَ الأَرضينَ
در سختیها، ثنای توست ای معبود کسانی که در آسمانها و زمینها هستند.
وَ في الضَّرّاءِ لَكَ السَّناءُ يا مَن بِكَ انجَذَبَت أَفئِدَةُ المُشتاقينَ
و در رنجها، ستایش توست ای آنکه دلهای مشتاقان به سوی تو جذب شده است.
⸻
فِي الشِّدَّةِ لَكَ الحَمدُ يا مَقصودَ القاصِدينَ
در تنگی و سختی، ستایش از آن توست، ای مقصود جویندگان.
وَ في الرَّخاءِ لَكَ الشُّكرُ يا أَيُّهَا المَذْكورُ في قُلوبِ المُقَرَّبينَ
و در آسایش، شکر مخصوص توست، ای آنکه در دلهای مقربان یاد شدهای.
⸻
فِي الثَّروَةِ لَكَ البَهاءُ يا سَيِّدَ المُخلِصينَ
در ثروت، بهاء از آن توست ای سرور مخلصان.
وَ في الفَقرِ لَكَ الأَمرُ يا رَجاءَ المُوَحِّدينَ
و در فقر، فرمان از آن توست ای امید یکتاپرستان.
⸻
فِي الفَرَحِ لَكَ الجَلالُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
در شادی، جلال از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
وَ في الحُزنِ لَكَ الجَمالُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
و در اندوه، جمال از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
⸻
فِي الجوعِ لَكَ العَدلُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
در گرسنگی، عدل از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
وَ في الشِّبَعِ لَكَ الفَضلُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
و در سیری، فضل از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
⸻
فِي الوَطَنِ لَكَ العَطاءُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
در وطن، عطا از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
وَ في الغُربَةِ لَكَ القَضاءُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
و در غربت، قضا از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
⸻
تَحتَ السَّيفِ لَكَ الأَفضالُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
زیر تیغ، بخشش از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
وَ في البَيتِ لَكَ الكَمالُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
و در خانه، کمال از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
⸻
فِي القَصرِ لَكَ الكَرَمُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
در کاخ، کرم از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
وَ في التُّرابِ لَكَ الجودُ يا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ
و در خاک، جود از آن توست، ای آنکه معبودی جز تو نیست.
⸻
فِي السِّجنِ لَكَ الوَفاءُ يا سابِغَ النِّعَمِ
در زندان، وفا از آن توست، ای بخشنده کامل نعمتها.
وَ في الحَبسِ لَكَ البَقاءُ يا مالِكَ القِدَمِ
و در حبس، بقا از آن توست، ای مالک ازل و قدم.
⸻
لَكَ العَطاءُ يا مَولَى العَطاءِ وَ سُلطانَ العَطاءِ وَ مالِكَ العَطاءِ
عطا از آن توست، ای سرور عطا، و ای سلطان عطا، و ای مالک عطا.
أَشهَدُ أَنَّكَ مَحمودٌ في فِعلِكَ يا أَصلَ العَطاءِ
شهادت میدهم که تو در کردار خود ستودهای، ای سرچشمه عطا.
وَ مُطاعٌ في حُكمِكَ يا بَحرَ العَطاءِ وَ مَبدَأَ العَطاءِ وَ مَرجِعَ العَطاءِ
و تو در حکم خود فرمانبرداری میشوی، ای دریای عطا، و آغاز عطا، و بازگشتگاه عطا.